En|العربیه
۱۳۹۸ دوشنبه ۱۸ آذر
--
بيانات در حرم مطهر رضوي در اولين روز سال ۱۳۹۳ + فايل صوتي(۱۳۹۳/۰۱/۰۱ - ۱۴:۲۳)
1393/01/02 تاریخ:

لينك فايل صوتي بيانات

بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمدلله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا و نبيّنا ابي‌القاسم المصطفي محمّد و علي آله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهدّيين المعصومين سيّما بقيّة الله في الأرضين. اللّهم صلّ علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها، اللّهم صلّ علي وليّك عليّ ابن موسي عدد ما احاط به علمك، صلاةً دائمة بدوام عظمتك و كبريائك، اللّهم سلّم علي وليّك عليّ ابن موسي الرّضا عدد ما في علمك، سلاماً دائماً بدوام مجدك و عظمتك و كبريائك.
خداوند متعال را شاكر و سپاسگزارم كه تفضّل فرمود و عمر داد تا بتوانيم يك بار ديگر و يك سال ديگر، در جوار اين مرقد منوّر و آسماني، در اين جمع پر شور و صميمي، با شما برادران و خواهران عزيز گفت‌وگو كنيم. لازم است اوّلاً نوروز و حلول سال نو را بار ديگر، به همه‌ي برادران و خواهراني كه سخنان ما را مي‌شنوند و به همه‌ي ملّت ايران تبريك عرض كنيم و از خداوند متعال براي ملّت ايران و همه‌ي مسلمانان جهان، سال پر بركت و زندگي همراه با سعادت را مسئلت نماييم؛ و اميدواريم خداوند متعال تفضّل بفرمايد و سالي كه امروز آغاز شد، سالي باشد در شأن ملّت بزرگ ايران، سالي پر خير و بركت و برخوردار از تفضّلات الهي و توجّهات پروردگار.
يك جمله‌اي در باب سال ۹۲ كه ديروز به پايان رسيد عرض كنيم. در پيام اوّل سال اشاره كرديم كه در سال ۹۲ آنچه به‌عنوان حماسه‌ي سياسي انتظار ميرفت، ملّت ايران خلق كردند و آفريدند. يقيناً حماسه‌ي سياسي در دو حركت بزرگ ملّت ايران جلوه‌ي بيشتري يافت: يكي حركت انتخابات در نيمه‌ي اوّل سال، و ديگري راهپيمايي سراسري و عظيم ملّت در نيمه‌ي دوّم. درباره‌ي انتخابات حرف بسيار زديم؛ هم اين انتخابات، هم همه‌ي انتخاباتهاي متعدّدي كه از اوّل انقلاب تاكنون برگزار شده است. همچنين درباره‌ي راهپيمايي‌هاي بزرگ سراسري بيست‌ودوّم بهمن، هم اين حقير و هم ديگران، مطالب متعدّدي را بر زبان آورده‌اند كه نميخواهيم آنها را تكرار كنيم؛ ولي دو نكته درباره‌ي اين دو حادثه وجود دارد. درباره‌ي هر كدام از اين دو حادثه‌اي كه به معناي واقعي كلمه هر كدام يك رسانه‌ي فراگير از وضعيّت كشور ما و ملّت ما در مقابل لجن‌پراكني‌هاي مغرضانه‌ي تبليغات جهاني است، نكته‌اي وجود دارد كه من مايلم قبل از مطالب مربوط به سال ۹۳ به اين دو نكته بپردازم.
نكته‌ي اوّل در باب انتخابات است. برادران و خواهران عزيز توجّه كنند كه از اوّل انقلاب تا امروز، نصاب شركت مردم در انتخابات پايين نيفتاده است، تنزّل نكرده است؛ اين خيلي مهم است. در آخرين انتخاباتي كه ملّت ما پاي صندوق رأي رفتند ــ يعني انتخابات رياست جمهوري يازدهم ــ شركت مردم در انتخابات، ۷۲ درصد بود؛ اين رقم، هم در بين انتخابهاي دنيا يك رقم بالايي است و يك نصاب برجسته‌اي است، هم در بين انتخاباتهايي كه از اوّل انقلاب تا امروز اتّفاق افتاده است يكي از بالاترين رقمها است؛ معناي اين چيست؟ معناي اين شركت وسيع مردم در انتخابات اين است كه مردم‌سالاري ديني در كشور تثبيت شده است؛ معناي آن اين است كه نظام جمهوري اسلامي توفيق يافته است كه مردم‌سالاري را در كشور نهادينه كند؛ اين چيز كمي نيست. كشوري كه در طول قرنهاي متمادي با حكّام مستبد و ديكتاتور گذران ميكرده است، آن چنان با مردم‌سالاري و شركت مردم در انتخاب صاحبان قدرت، آشنا و در هم ‌آميخته شده است كه بعد از گذشت ۳۵ سال از هيجانات اوّل انقلاب، مردم وقتي نوبت انتخاب ميرسد، ۷۲ درصد در انتخابات شركت ميكنند؛ قدر اين را بايد دانست. من به شما جوانها و به همه عناصري كه صاحب فكرند در سرتاسر كشور عرض ميكنم: اين نعمت بزرگ را ناسپاسي نكنيم؛ همچنان كه در سال ۸۸ اين نعمت الهي را عدّه‌اي ناسپاسي كردند. همچنين اينكه گاهي شنفته بشود كه انتخابات كشور را به عدم سلامت نسبت ميدهند ــ يعني تكرار حرف دشمنان ملّت ايران ــ اين هم ناسپاسي است. مردم‌سالاري در كشور به يك جريان عادي تبديل شده است؛ لذاست مردم در سرتاسر كشور، در روستاها، در شهرها، خود را در مقابل صندوق رأي وظيفه‌دار ميدانند، به صندوق رأي مراجعه ميكنند؛ ۷۲ درصد رأي ميدهند؛ اين خيلي چيز مهمّي است؛ در دنيا اين رقم، جزو رقمهاي بالا است.
نكته دوّم [كه بايد] توجّه كنند برادران و خواهران عزيز من، در مورد راهپيمايي بيست‌ودوّم بهمن است. بعضي هستند كه با محاسبه جمعيّت‌ها را محاسبه ميكنند يا با دوربينها و وسايل گوناگون مقدار جمعيّت را حدس ميزنند؛ امسال همه‌ي كساني كه در اين زمينه‌ها فعّال بودند و همه‌ي كساني كه اين راهپيمايي را با دقّت زير نظر داشتند، به ما گزارش دادند كه جمعيّت راهپيمايي در تهران و در شهرهاي بزرگ و معروف از سالهاي قبل، هم بيشتر بود، هم پرشورتر بود يعني شعارهاي مردم، شعارهاي پرمغز و پرمعنا و پرشور بود. چرا؟ تحليلگراني كه مسائل گوناگون را تحليل ميكنند، اين جور فهميدند و به نظر ما درست فهميدند؛ علّت اين بود كه امسال عوامل مؤثّر در سياستهاي استكباري، لحنشان نسبت به ملّت ايران بي‌ادبانه‌تر و توهين‌آميزتر بود. چون در زمينه‌ي مسائل هسته‌اي مذاكرات انجام گرفته بود، سياستمداران آمريكا اظهارِنظر كردند كه معلوم ميشود ملّت ايران از حرف خود برگشته است، از اصول خود صرفِ‌نظر كرده است! با اين زمينه، لحنشان نسبت به ملّت ايران، لحن بي‌ادبانه و توهين‌آميز بود؛ مردم اينها را شنيدند، دانستند. وقتي دشمن با چهره‌ي واقعي خود يا نزديك به چهره‌ي واقعي خود در ميدان حضور پيدا ميكند، مردم انگيزه بيشتري و همّت بلندتري براي حضور پيدا ميكنند؛ مردم چون ديدند آمريكايي‌ها نسبت به آنها بي‌ادبي ميكنند و نسبت ميدهند كه از نظام جدا شده‌اند، خواستند در بيست‌ودوّم بهمن نشان بدهند كه نسبت به نظام اسلامي و جمهوري اسلامي و پرچم برافراشته اسلام با همه‌ي وجود دل‌بسته‌اند. اين نشان‌دهنده‌ي حسّاسيّت مردم ما و غيرت مردم ما در برابر دشمني و شرارت دشمنان جمهوري اسلامي و دشمنان ايران است. اين هم نكته‌ي مربوط به راهپيمايي بيست‌ودوّم بهمن.
اماّ راجع به آنچه مربوط به امسال است؛ من اينجا يادداشت‌هايي كرده‌ام، عرايضي دارم، سعي ميكنم اين عرايض را به‌ صورت مجمل ــ در همين مجالي كه امروز داريم؛ چون امروز جمعه است و وقت ما در پايان، محدود به نماز جمعه است ــ ان‌شاء‌الله در همين وقت، آنچه را مورد نظر است عرض بكنم؛ امّا اگر مطلبي هم ناگفته بماند، اميدواريم در گفتارهاي صاحب‌نظران و دانايان جامعه كه ميفهمند سياست جمهوري اسلامي، امروز چيست و چه‌كار دارد انجام ميگيرد، براي افكار عمومي روشن بشود. حرف من ــ آنچه كه امروز ميخواهم عرض كنم به‌طور خلاصه و در يك جمله ــ عبارت است از اينكه ملّت ايران بايد خود را قوي كند؛ اين حرف من است. حرف، درباره‌ي اقتدار ملّي است. من عرض ميكنم به ملّت عزيزمان كه اگر ملّتي قوي نباشد و ضعيف باشد، زور خواهد شنفت، به او زور ميگويند؛ اگر ملّتي قوي نباشد، باج‌گيران عالَم از او باج ميگيرند، از او باج ميخواهند؛ اگر بتوانند به او اهانت ميكنند؛ اگر بتوانند زير پا او را لگد ميكنند. طبيعت دنيايي كه با افكار مادّي اداره ميشود، همين است؛ هر كه احساس قدرت بكند، نسبت به كساني كه در آنها احساس ضعف ميكند، زورگويي خواهد كرد؛ چه نسبت به فرد، چه نسبت به ملّت. شاعر معروف ميگويد:
مرگ براي ضعيف امر طبيعي است
هر قوي اوّل ضعيف گشت و سپس مرد
ميگويد مرغ پخته را آوردند در برابر آن كسي كه گوشت مرغ و گوشت حيواني نميخورد، نگاه كرد:« اشك تحسّر ز هر دو ديده بيفشرد»؛ به اين مرغي كه جلويش گذاشته بودند، گفت:
گفت [به مرغ] از چه شير شرزه نگشتي
تا نتواند كست به مسلخ آورد
اگر تو از خودت ميتوانستي دفاع كني و در خودت قدرتي ميداشتي، جرأت نميكردند اين‌جور سر تو را ببُرند. من نه آن شاعر را قبول دارم، نه ابوالعلاي معرّي را كه از قول او اين حرف گفته شده است؛ امّا اين را قبول دارم كه مرگ در دنيايي كه بر اساس افكار مادّي اداره ميشود، براي ضعيف امر طبيعي است؛ اين را قبول دارم. اگر يك ملّتي به خود نيايد، خود را قوي نكند، ديگران به او زور ميگويند. بعضي ملّتها هستند كه تا قوي شدن، فاصله‌ي زيادي دارند؛ اميدي وجود ندارد كه بخواهند در خود آن نيرويي را كه بتوانند مقابله كنند با زورگويان و گردن‌كلفت‌هاي عالم، ايجاد كنند؛ امّا ملّت ما اين‌جور نيست؛ ما اوّلاً استعداد قوي شدن، زياد داريم؛ امكانات و ظرفيّتها هم زياد داريم؛ ملّت ما به ‌سمت اقتدار ملّي هم راه افتاده است و راه زيادي پيموده است؛ من بر اين اساس نقشه‌ي كلّي سال ۹۳ را در اين دو عنصر ميبينم كه در پيام اوّل سال عرض كردم: اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّي و با مديريّت جهادي.
قوي شدن يك ملّت فقط به اين نيست كه تسليحات جنگي پيشرفته‌اي داشته باشد؛ البتّه تسليحات هم لازم است، امّا فقط با تسليحات هيچ ملّتي قوي نميشود. من وقتي نگاه ميكنم، سه عنصر را پيدا ميكنم كه دو عنصر از آنها همين دو نقطه‌اي است كه در پيام عرض كرده‌ام؛ اين سه عنصر اگر مورد توجّه قرار گرفتند، يك ملّت قوي ميشود: يكي اقتصاد، يكي فرهنگ، و سوّمي علم و دانش. درباره‌ي دانش، در اين ده دوازده سال گذشته حرفهاي زيادي زده شد و بحمدالله اثر كرد. امروز ما در دانش داريم پيش ميرويم ــ كه بعد باز شايد اشاره‌اي بكنم ــ امّا در مورد اقتصاد و در مورد فرهنگ، يك اهتمام بيش از متعارف لازم است تا بتوانيم اقتصاد كشور را به شكلي دربياوريم كه از آن طرف دنيا كسي نتواند با يك تصميم‌گيري، با يك نشست‌وبرخاست، بر روي اقتصاد كشور ما و بر روي معيشت ملّت ما اثر بگذارد؛ اين دست ما است، ما بايد بكنيم؛ اين همان اقتصاد مقاومتي است كه سياستهاي آن در اسفند ماه ابلاغ شد؛ بنده هم با مسئولان و مديران برجسته‌ي كشور جلسه داشتم، مفصّل درباره‌ي آن صحبت كرديم؛ تجاوب هم كردند؛ يعني مسئولان سه قوّه كه خودشان هم در تنظيم اين سياستها مؤثّر بودند و حضور داشتند، استقبال كردند و گفتند ما اين كار را انجام ميدهيم. من ميخواهم با مردم عزيزمان درباره‌ي اقتصاد مقاومتي اندكي امروز صحبت كنم و مردم از خود اين حقير، مطلبي را كه ميخواهم عرض كنم بشنوند.
اقتصاد مقاومتي يعني آن اقتصادي كه مقاوم است؛ با تحريكات جهاني، با تكانه‌هاي جهاني، با سياستهاي آمريكا و غير آمريكا زيرورو نميشود؛ اقتصادي است متّكي به مردم. سه سؤال درمورد اقتصاد مقاومتي كه در حقيقت اقتصاد مقاوم است، وجود دارد؛ من اين سه سؤال را مطرح ميكنم. سؤال اوّل اين است كه اقتصاد مقاومتي چه هست و چه نيست؟ خصوصيّات مثبت آن و خصوصيّات منفي و سلبيِ آن چيست؟ سؤال دوّم: آيا اقتصاد مقاومتي كه داريم شعار آن را ميدهيم، تحقّق‌پذير است، ممكن است، يا نه، خيالات خام است؟ سؤال سوم: اگر تحقّق اقتصاد مقاومتي ممكن است، الزامات آن چيست، چه كارهايي بايد انجام بگيرد؟ امروز من به اين سه سؤال جواب ميدهم؛ اين مربوط به اقتصاد است. بعد راجع به مسئله‌ي فرهنگ هم كه به نظر من بسيار مسئله‌ي مهمّي است، عرايضي را عرض خواهم كرد.
سؤال اوّل: گفتيم كه اقتصاد مقاومتي چه هست و چه نيست. اوّلاً يك الگوي علمي متناسب با نيازهاي كشور ما است ــ اين آن جنبه‌ي مثبت ــ امّا منحصر به كشور ما هم نيست؛ يعني بسياري از كشورها، امروز با توجّه به اين تكانه‌هاي اجتماعي و زيروروشدن‌هاي اقتصادي‌اي كه در اين بيست سي سال گذشته اتّفاق افتاده است، متناسب با شرايط خودشان به فكر يك چنين كاري افتاده‌اند. پس مطلب اوّل اينكه اين حركتي كه ما داريم انجام ميدهيم، دغدغه‌ي ديگر كشورها هم هست؛ مخصوص ما نيست.
دوّم اينكه گفتيم اين اقتصاد درون‌زا است. درون‌زا است يعني چه؟ يعني از دل ظرفيّتهاي خود كشور ما و خود مردم ما ميجوشد؛ رشد اين نهال و اين درخت، متّكي است به امكانات كشور خودمان؛ درون‌زا به اين معنا است. امّا درعين‌حال درون‌گرا نيست؛ يعني اين اقتصاد مقاومتي، به اين معنا نيست كه ما اقتصاد خودمان را محصور ميكنيم و محدود ميكنيم در خود كشور؛ نه، درون‌زا است، امّا برون‌گرا است؛ با اقتصادهاي جهاني تعامل دارد، با اقتصادهاي كشورهاي ديگر با قدرت مواجه ميشود. بنابراين درون‌زا است، امّا درون‌گرا نيست. اينها را كه عرض ميكنم، براي خاطر اين است كه در همين زمينه‌ها الان قلمها و زبانها و مغزهاي مغرض، مشغول كارند كه [القا كنند] «بله، اينها ميخواهند اقتصاد كشور را محدود كنند و در داخل محصور كنند». انواع و اقسام تحليل‌ها را براي اينكه ملّت را و مسئولان را از اين راه ـ كه راه سعادت است ـ جدا بكنند دارند ميكنند. من عرض ميكنم تا براي افكار عمومي‌مان روشن باشد.
سوّم اينكه اين اقتصادي كه به عنوان اقتصاد مقاومتي مطرح ميشود، مردم‌بنياد است؛ يعني بر محور دولت نيست و اقتصاد دولتي نيست، اقتصاد مردمي است؛ با اراده‌ي مردم، سرمايه‌ي مردم، حضور مردم تحقّق پيدا ميكند. امّا «دولتي نيست» به اين معنا نيست كه دولت در قبال آن مسئوليّتي ندارد؛ چرا، دولت مسئوليّت برنامه‌ريزي، زمينه‌سازي، ظرفيّت‌سازي، هدايت و كمك دارد. كار اقتصادي و فعّاليّت اقتصادي دستِ مردم است، مال مردم است؛ امّا دولت ـ به‌عنوان يك مسئول عمومي ـ نظارت ميكند، هدايت ميكند، كمك ميكند. آن جايي كه كساني بخواهند سوء‌استفاده كنند و دست به فساد اقتصادي بزنند، جلوي آنها را ميگيرد؛ آنجايي كه كساني احتياج به كمك دارند، به آنها كمك ميكند. بنابراين آماده‌سازي شرايط، وظيفه‌ي دولت است؛ تسهيل ميكند.
چهارم، گفتيم اين اقتصاد، اقتصاد دانش‌بنيان است يعني از پيشرفتهاي علمي استفاده ميكند، به پيشرفتهاي علمي تكيه ميكند، اقتصاد را بر محور علم قرار ميدهد؛ امّا معناي آن اين نيست كه اين اقتصاد منحصر به دانشمندان است و فقط دانشمندان ميتوانند نقش ايفا كنند در اقتصاد مقاومتي؛ نخير، تجربه‌ها و مهارتها ـ تجربه‌هاي صاحبان صنعت، تجربه‌ها و مهارتهاي كارگراني كه داراي تجربه و مهارتند ـ ميتواند اثر بگذارد و ميتواند در اين اقتصاد نقش ايفا كند. اينكه گفته ميشود دانش‌محور، معناي آن اين نيست كه عناصر با تجربه‌ي صنعتگر يا كشاورز كه در طول سالهاي متمادي كارهاي بزرگي را بر اساس تجربه انجام داده‌اند، اينها نقش ايفا نكنند؛ نخير، نقش بسيار مهمّي هم به عهده‌ي اينها است.
پنجم، اين اقتصاد، عدالت‌محور است؛ يعني تنها به شاخصهاي اقتصاد سرمايه‌داري ـ [مثل] رشد ملّي، توليد ناخالص ملّي ــ اكتفا نميكند؛ بحث اينها نيست كه بگوييم رشد ملّي اينقدر زياد شد، يا توليد ناخالص ملّي اينقدر زياد شد؛ كه در شاخصهاي جهاني و در اقتصاد سرمايه‌داري مشاهده ميكنيد. در حالي كه توليد ناخالص ملّي يك كشوري خيلي هم بالا ميرود، امّا كساني هم در آن كشور از گرسنگي ميميرند! اين را ما قبول نداريم. بنابراين شاخص عدالت ـ عدالت اقتصادي و عدالت اجتماعي در جامعه ـ يكي از شاخصهاي مهم در اقتصاد مقاومتي است، امّا معناي آن اين نيست كه به شاخصهاي علمي موجود دنيا هم بي اعتنايي بشود؛ نخير، به آن شاخصها هم توجّه ميشود، امّا بر محور «عدالت» هم كار ميشود. عدالت در اين بيان و در اين برنامه به معناي تقسيم فقر نيست، بلكه به معناي توليد ثروت و ثروت ملّي را افزايش دادن است.
ششم، در اينكه گفتيم اقتصاد مقاومتي بهترين راه حلّ مشكلات اقتصادي كشور است شكّي نيست، امّا معناي آن اين نيست كه ناظر به مشكلات كنوني كشور است ـ كه يك مقداري از آن مربوط به تحريم است، يك مقداري از آن مثلاً مربوط به غلط بودن فلان برنامه است ـ نه، اين مال هميشه است. اقتصاد مقاومتي يعني مقاوم‌سازي، محكم‌سازي پايه‌هاي اقتصاد؛ اين چنين اقتصادي چه در شرايط تحريم، چه در شرايط غير تحريم، بارور خواهد بود و به مردم كمك ميكند. اين سؤال اوّل.
سؤال دوّم اين بود كه آيا اين برنامه‌ي اقتصادي كه شما ميگوييد اقتصاد مقاومتي، يك امر خيالي و توهّمي است و آرزو داريد كه انجام بگيرد؛ يا نه، عملاً ممكن است؟ پاسخ اين است كه نخير، كاملاً، عملاً، حتماً ممكن است؛ چرا؟ به‌خاطر ظرفيّتها؛ چون اين كشور، داراي ظرفيّتهاي فوق‌العاده است. من حالا چند قلم از ظرفيّتهاي كشور را عرض ميكنم. اينها چيزهايي است كه آمارهاي عجيب‌و‌غريب لازم ندارد، جلوي چشم همه است، همه مي‌بينند.
يكي از ظرفيّتهاي مهمّ ما، ظرفيّت نيروي انساني ما است. نيروي انساني در كشور ما، يكي از بزرگ‌ترين ظرفيّت‌هاي كشور ما است؛ اين يك فرصت بزرگ است. عرض كرديم، جمعيّت جوان كشور ــ از پانزده سال تا سي سال ــ يك حجم عظيم از ملّت ما را تشكيل ميدهند؛ اين خودش يك ظرفيّت است. تعداد ده ميليون دانش‌آموخته‌ي دانشگاه‌ها را داريم؛ ده ميليون از جوانهاي ما در طول اين سالها از دانشگاهها فارغ‌التّحصيل شدند. همين حالا بيش از چهار ميليون دانشجو داريم كه اينها در طول چند سال آينده فارغ‌التّحصيل ميشوند؛ جوانان عزيز بدانند، اين چهار ميليوني كه ميگويم، ۲۵ برابر تعداد دانشجو در پايان رژيم طاغوت است؛ جمعيّت كشور نسبت به آن موقع شده دو برابر، امّا تعداد دانشجو نسبت به آن موقع شده ۲۵ برابر؛ امروز ما اين تعداد دانشجو و فارغ‌التّحصيل داريم. علاوه‌ي بر اينها، ميليونها نيروي مجرّب و ماهر داريم. ببينيد، همينهايي كه در دوران جنگ به داد نيروهاي مسلّح ما رسيدند. در دوران جنگ تحميلي، يكي از مشكلات ما، از كار افتادن دستگاه‌هاي ما، بمباران شدن مراكز گوناگون ما، تهيدست ماندن نيروهاي ما از وسايل لازم ـ مثل وسايل حمل و نقل و اين چيزها ـ بود. يك عدّه افراد صنعتگر، ماهر، مجرّب، راه افتادند از تهران و شهرستانها ـ كه بنده در اوايل جنگ خودم شاهد بودم، اينها را ميديدم؛ اخيراً هم بحمدالله توفيق پيدا كرديم، يك جماعتي از اينها آمدند؛ آن روز جوان بودند، حالا سنّي از آنها گذشته، امّا همان انگيزه و همان شور در آنها هست ـ رفتند داخل ميدانهاي جنگ، در صفوف مقدّم، بعضي‌هايشان هم شهيد شدند؛ تعميرات كردند، ساخت‌وساز كردند، ساخت‌وسازهاي صنعتي؛ اين پلهاي عجيب‌وغريبي كه در جنگ به درد نيروهاي مسلّح ما خورد، امكانات فراوان، خودرو، جادّه، امثال اينها، به‌وسيله‌ي همين نيروهاي مجرّب و ماهر به‌وجود آمد؛ امروز هم هستند، امروز هم در كشور ما الي‌ماشاءالله؛ تحصيل‌كرده نيستند، امّا تجربه‌ و مهارتي دارند كه گاهي از تحصيل‌كرده‌ها هم بسيار بيشتر و بهتر و مفيدتر است؛ اين هم يكي از امكانات نيروهاي ما است؛ هم در كشاورزي اين را داريم، هم در صنعت داريم.
يكي از ظرفيّتهاي مهمّ كشور ما منابع طبيعي است. من سال گذشته در همين‌جا راجع به نفت و گاز گفتم كه مجموع نفت و گاز ما در دنيا درجه‌ي يك است؛ يعني هيچ كشوري در دنيا به‌قدر ايران، بر روي هم نفت و گاز ندارد. مجموع نفت و گاز ما از همه‌ي كشورهاي دنيا ــ شرق و غرب عالم ــ بيشتر است. امسال كه من دارم با شما حرف ميزنم، كشفيّاتي درمورد گاز شده است كه نشان ميدهد كه از آن مقداري كه سال گذشته در آمارهاي ما بود، از آن مقدار هم منابع گازي ما و ذخيره‌هاي گازي ما افزايش پيدا كرده است؛ اين وضع نفت و گاز ما است. بيشترين ذخيره‌ي منابع انرژي ــ كه همه‌ي دنيا روشني خود، گرماي خود، صنعت خود، رونق خود را از انرژي دارد، از نفت و گاز دارد ــ در كشور ما است. علاوه‌ي بر اين، معادن طلا و معادن فلزّات كمياب در سرتاسر اين كشور پراكنده است و وجود دارد. سنگ آهن، سنگهاي قيمتي، انواع و اقسام فلزهاي لازم و اساسي ــ كه مادر صنايع محسوب ميشوند ــ در كشور وجود دارد؛ اين هم يك ظرفيّت بزرگي است.
ظرفيّت ديگر موقعيّت جغرافيايي ما است؛ ما با پانزده كشور همسايه هستيم كه اينها رفت‌وآمد دارند. حمل و نقل ترانزيت يكي از فرصتهاي بزرگ كشورها است؛ اين براي كشور ما هست و در جنوب به درياي آزاد و در شمال به آبهاي محدود منتهي ميشود. در اين همسايه‌هاي ما، در حدود ۳۷۰ ميليون جمعيّت زندگي ميكنند كه اين مقدار ارتباطات و همسايه‌ها، براي رونق اقتصادي يك كشور يك فرصت بسيار بزرگي است. اين علاوه بر بازار داخلي خود ما است؛ يك بازار ۷۵ ميليوني كه براي هر اقتصادي، يك چنين بازاري بازار مهمّي است.
يك ظرفيّت ديگري كه در كشور وجود دارد، زيرساخت‌هاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري است؛ نرم‌افزاري مثل اين سياستهاي اصل ۴۴، سند چشم‌انداز و اين كارهايي كه در اين چند سال انجام گرفته و همچنين زيرساخت‌هاي گوناگون مثل جاده و سدّ و پل و كارخانه و امثال اينها؛ اينها زمينه‌هاي بسيار خوبي براي پيشرفت اقتصاد كشور است، اينها ظرفيّتهاي يك كشور است.
خب، ممكن است كسي بگويد اگر تحريم نبود از اين ظرفيّتها ميتوانستيد خوب استفاده كنيد، امّا [چون] تحريم هست نميتوانيد از اين ظرفيّتها استفاده كنيد؛ اين خطا است؛ اين حرف، درست نيست. ما در بسياري از مسائل ديگر هم در عين تحريم توانسته‌ايم به نقطه‌هاي بسيار برجسته و بالا دست پيدا كنيم؛ يك مثال آن، توليد علم است؛ يك مثال آن، صنعت و فناوري است؛ در اينها ما تحريم بوديم، الان هم تحريم هستيم. در مورد دانشهاي پيشرفته و روز، الان هم درهاي مراكز علمي مهم بِروز دنيا به روي دانشمند ايراني و دانشجوي ايراني بسته است، امّا درعين‌حال، ما در نانو پيشرفت كرديم، در هسته‌اي پيشرفت كرديم، در سلّولهاي بنيادي پيشرفت كرديم، در صنايع دفاعي پيشرفت كرديم، در صنايع پهپاد و موشك، به كوري چشم دشمن، پيشرفت كرديم؛ چرا در اقتصاد نتوانيم پيشرفت كنيم؟! ما كه در اين سر صحنه‌ها و عرصه‌هاي گوناگون اين همه موّفقيّت به دست آورديم، در اقتصاد هم اگر عزممان را جزم كنيم و دست به دست هم بدهيم، ميتوانيم اقتصاد را شكوفا كنيم. چشممان به دست دشمن نباشد كه كِي اين تحريم را برميدارد، كِي فلان نقطه را موافقت ميكند؛ به درك! نگاه كنيم ببينيم خودمان چه‌كار ميتوانيم بكنيم.
سؤال سوم را مطرح كنم و جواب بدهم. سؤال سوم اين بود كه براي اينكه اين كار بزرگ، اقتصاد مقاومتي، تحقّق پيدا كند، الزامات چيست و چه كارهايي بايد انجام بگيرد؟ خلاصه عرض ميكنيم: اوّلاً مسئولان بايد از توليد ملّي حمايت كنند. توليد ملّي، اساس و حلقه‌ي اساسي پيشرفت اقتصاد است. مسئولان بايد از توليد ملّي حمايت كنند. چه‌جوري؟ يك جا كه قانون لازم دارد، حمايت قانوني كنند؛ يك جا كه حمايت قضائي لازم است، انجام بگيرد؛ يك جا كه حمايت اجرايي لازم است، بايد تشويق كنند و كارهايي بكنند؛ بايد اين كارها انجام بگيرد. توليد ملّي بايد رونق پيدا كند.
دوّم، صاحبان سرمايه و نيروي كار كه توليدگر هستند، آنها هم بايستي به توليد ملّي اهمّيّت بدهند؛ به چه معنا؟ به اين معنا كه بهره‌وري را افزايش بدهند. بهره‌وري، يعني از امكاناتي كه وجود دارد حدّاكثر استفاده‌ي بهينه بشود؛ كارگر كه كار ميكند، كار را با دقّت انجام بدهد؛ رحم الله امرء عمل عملاً فأتقنه، اين معناي بهره‌وري است؛ از قول پيغمبر نقل شده است: رحمت خدا بر آن كسي است كه كاري را كه انجام ميدهد، محكم انجام بدهد، متقن انجام بدهد. آن كسي كه سرمايه‌گذاري ميكند، سعي كند حدّاكثر استفاده از آن سرمايه انجام بگيرد؛ يعني هزينه‌هاي توليد را كاهش بدهند؛ بعضي از بي‌تدبيري‌ها، بي‌سياستي‌ها موجب ميشود هزينه‌ي توليد برود بالا، بهره‌‌وري سرمايه و كار كم بشود.
سوّم، صاحبان سرمايه در كشور، فعّاليّت توليدي را ترجيح بدهند بر فعّاليّتهاي ديگر. ما ديديم كساني را كه سرمايه‌اي داشتند ــ كم يا زياد ــ و ميتوانستند اين را در يك راه‌هايي به كار بيندازند و درآمدهاي زيادي كسب كنند، نكردند؛ رفتند سراغ توليد؛ گفتند ميخواهيم توليد كشور تقويت بشود؛ اين حسنه است، اين صدقه است، اين جزو بهترين كارها است؛ كساني كه داراي سرمايه هستند ــ چه سرمايه‌هاي كم، چه سرمايه‌هاي افزون ــ آن را بيشتر در خدمت توليد كشور بگذارند.
بعدي، مردم در همه‌ي سطوح، توليد ملّي را ترويج كنند. يعني چه؟ يعني همين مطلبي كه من دو سه سال قبل از اين، در همين جا با اصرار فراوان گفتم، يك عدّه‌اي هم از مردم خوشبختانه عمل كردند، امّا همه بايد عمل كنند و آن عبارت است از «مصرف توليدات داخلي». عزيزان من! شما وقتي كه يك جنس داخلي را خريد ميكنيد به‌جاي جنس توليد خارجي، هم به همين اندازه كار و اشتغال ايجاد كرده‌ايد، هم كارگر ايراني را وادار كرده‌ايد به اينكه ابتكار خودش را بياورد ميدان؛ جنس داخلي كه مصرف شد، آن كننده‌ي كار، ابتكاراتي دارد، اين ابتكارات را روز‌به‌روز افزايش خواهد داد؛ شما وقتي كه جنس داخلي مصرف ميكنيد، ثروت ملّي را افزايش داده‌ايد. در گذشته، در دوران طاغوت، ترجيح مصرف خارجي به‌عنوان يك سنّت بود؛ سراغ جنس كه ميرفتند، [ميپرسيدند] داخلي است يا خارجي؟ اگر خارجي بود، بيشتر به آن رغبت داشتند؛ اين بايد برگردد و به‌عكس بشود. نميگوييم خريد جنس خارجي حرام است، امّا عرض ميكنيم خريد جنس داخلي يك ضرورت براي مقاوم‌سازي اقتصاد است و بر روي همه چيز اين كشور تأثير ميگذارد. بايد به اين توجّه كرد؛ اين نقش همه‌ي مردم است. البتّه در اينجا هم مثل خيلي جاهاي ديگر، مسئوليّت مسئولان و مديران كشور از ديگران بيشتر است؛ بسياري از زياده‌روي‌ها و ريخت‌وپاش‌ها در رفتار مردم، به‌خاطر نگاه كردن به رفتار آن كساني است كه آنها را "بزرگ‌ترها" ميدانند؛ اگر اسراف در بين سطوح بالا نباشد، در بين مردم هم اسراف كم خواهد شد. بنابراين ترجيح توليد داخلي يكي از كارها است.
من اين بخش را جمع بندي كنم. من عرض ميكنم: اقتصاد مقاومتي به معناي مقاوم ساختن پايه‌هاي اقتصاد، يكي از وظايف عمومي امروز ما است و همه ميتوانند در آن نقش ايفا كنند، هم مسئولين و مسئولين قواي سه‌گانه، هم آحاد مردم، هم كساني كه داراي مهارت كارند، هم كساني كه داراي سرمايه‌اند، هم صاحب‌نظران. البتّه آنچه كه ما عرض كرديم، خلاصه‌اي بود از آنچه بايد گفت؛ به‌عهده‌ي صاحب‌نظران است كه تفصيلات اينها را عرض بكنند.
بخش دوّم حرف من، درباره‌ي فرهنگ است. من در يك جمله عرض بكنم: عزيزان من! فرهنگ از اقتصاد هم مهم‌تر است. چرا؟ چون فرهنگ، به معناي هوايي است كه ما تنفّس ميكنيم؛ شما ناچار هوا را تنفّس ميكنيد، چه بخواهيد، چه نخواهيد؛ اگر اين هوا تميز باشد، آثاري دارد در بدن شما؛ اگر اين هوا كثيف باشد، آثار ديگري دارد. فرهنگ يك كشور مثل هوا است؛ اگر درست باشد، آثاري دارد. الان درباره‌ي توليد داخلي حرف ميزديم؛ اگر بخواهيم مصرف توليدات داخلي به معناي واقعي كلمه تحقّق پيدا كند، بايد فرهنگ [مصرف] توليد داخلي در ذهن مردم جا بيفتد؛ اگر بخواهيم مردم اسراف نكنند، بايستي اين باور مردم بشود؛ اين يعني فرهنگ. فرهنگ يعني باورهاي مردم، ايمان مردم، عادات مردم، آن چيزهايي كه مردم در زندگي روزمره با آن سر و كار دائمي دارند و الهام‌بخش مردم در حركات و اعمال آنها است؛ فرهنگ اين است؛ اين پس خيلي اهمّيّت دارد. مثلاً در حوزه‌ي اجتماعي، قانون‌گرايي ــ كه مردم به قانون احترام بگذارند ــ يك فرهنگ است؛ تعاون اجتماعي يك فرهنگ است؛ تشكيل خانواده و ازدواج يك فرهنگ است؛ تعداد فرزندان يك فرهنگ است؛ اگر در اين چيزها بينش مردم و جهت‌گيري مردم جهت‌گيري درستي باشد، زندگي در جامعه جوري خواهد شد؛ اگر خداي‌ناكرده جهت‌گيري غلط باشد، زندگي جوري ديگري خواهد شد؛ خداي‌ناكرده به همان بلايي مبتلا خواهيم شد كه امروز كشورهايي كه خانواده را و بنيان خانواده را ويران كردند و شهوات را به راه انداختند ــ وَاتَّبِعوُا الشَّهَواتِ فَسَوفَ يَلقَونَ غَيّا (۱) ــ به آن سرنوشت دچار شدند. بنابراين تمركز دشمنان بر روي فرهنگ بيشتر از همه جا است. چرا؟ به‌خاطر همين تأثير زيادي كه فرهنگ دارد. هدف و آماج تحرّك دشمنان در زمينه‌ي فرهنگ، عبارت است از ايمان مردم و باورهاي مردم. مسئولان فرهنگي، بايد مراقب رخنه‌ي فرهنگي باشند؛ رخنه‌هاي فرهنگي بسيار خطرناك است؛ بايد حسّاس باشند، بايد هشيار باشند. نميخواهيم بگوييم همه‌ي آسيب‌هاي فرهنگي كار بيگانگان است؛ نه، خود ما هم مقصّريم؛ مسئولان مختلف، مسئولان فرهنگي، مسئولان غير فرهنگي، كم‌كاري‌ها، غلط‌كاري‌ها، اينها تأثير داشته؛ ما همه را به گردن دشمن نمي‌اندازيم؛ امّا حضور دشمن را هم در زمينه‌ي مسائل فرهنگي نميتوانيم فراموش كنيم. امروز و از روزهاي اوّل انقلاب، دستگاه‌هاي تبليغات، همه‌ي توش‌و‌توان خود را گذاشته‌اند براي اينكه مردم را نسبت به پايه‌هاي اين انقلاب بي‌اعتقاد كنند. اين كارِ فرهنگي است؟ ايمان مردم را مورد تهاجم قرار دادند، باورهاي قلبي مردم را مورد تهاجم قرار ميدهند؛ اين را نميشود انسان نديده بگيرد.
يك سؤالي اينجا ممكن است مطرح بشود كه بگويند: خب شما ميگوييد مسئولين كشور حسّاس باشند، چقدر حسّاس باشند؟ آيا اين با آزادي ــ كه از شعارهاي انقلاب است و جزو پايه‌هاي جمهوري اسلامي است ــ منافاتي ندارد؟ جواب اين است كه نخير، با آزادي هيچ منافاتي ندارد؛ آزادي غير از ولنگاري است؛ آزادي غير از رهاسازي همه‌ي ضابطه‌ها است. آزادي ــ كه نعمت بزرگ الهي است ــ خودش داراي ضابطه است؛ بدون ضابطه، آزادي معني ندارد. اگر چنانچه كساني هستند در كشور كه براي تيشه به ريشه‌ي ايمان جوانان زدن دارند تلاش ميكنند، نميشود اين را تماشا كرد به‌عنوان اينكه اين آزادي است. همچنان كه اگر هروئين و بقيّه‌ي موادّ مسموم‌كننده‌ي بدن و بدبخت‌كننده‌ي خانواده‌ها را كسي بخواهد بين اين ‌و آن توزيع كند، نميشود بي‌تفاوت نشست. اينكه ببينيم كساني با استفاده‌ي از هنر، با استفاده‌ي از بيان، با استفاده‌ي از ابزارهاي گوناگون، با استفاده‌ي از پول، راه مردم را بزنند، ايمان مردم را مورد تهاجم قرار بدهند، در فرهنگ اسلامي و انقلابي مردم رخنه ايجاد كنند، ما بنشينيم تماشا كنيم و بگوييم كه آزادي است، اين جور آزادي در هيچ جاي دنيا نيست! در هيچ جاي دنيا. همان كشورهايي كه ادّعاي آزادي ميكنند، در آن خطوط قرمزي كه دارند، بشدّت سخت‌گيرند. شما ببينيد در كشورهاي اروپايي كسي جرئت نميكند راجع به هولوكاست حرف بزند كه معلوم نيست اصل اين قضيّه واقعيّت دارد يا ندارد، يا اگر واقعيّت دارد، به چه شكلي بوده؛ اظهار نظر درباره‌ي هولوكاست، ترديد درباره‌ي هولوكاست، يكي از بزرگ‌ترين گناهان محسوب ميشود، جلويش را ميگيرند، طرف را ميگيرند، زنداني ميكنند، تعقيب قضائي ميكنند؛ مدّعي آزادي هم هستند. آنچه كه براي او خطّ قرمز است، در مقابل او با چنگ‌ودندان مي‌ايستد. چطور از ما توقّع دارند كه خطوط قرمز اعتقادي و انقلابي كشورمان و جوانانمان را نديده بگيريم؟ اگر يك كسي است كه روح استقلال ملّي را نشانه ميرود ـ الان هستند كساني كه صحبت استقلال كه ميشود، استقلال را مسخره ميكنند، ميگويند اين عقب‌افتاد‌گي است، استقلال چيست ـ و ميخواهد وابستگي را تئوريزه كند، استقلال را مسخره كند، دلهاي جوانان را براي مستقل زيستن متزلزل كند، نميشود در مقابل او بي‌تفاوت ماند؛ بايد در مقابل او عكس‌العمل نشان داد. يكي به ضروريّات اخلاقي و ديني جامعه اهانت ميكند، زبان فارسي را مسخره ميكند، خلقيّات ايراني را تحقير ميكند؛ اينها هست‌؛ اينها وجود دارد الان. كساني سعي‌شان اين است كه بزنند توي سر روح عزّت ملّي جوان ايراني؛ مكرّر خلقيّات منفي را نسبت ميدهند: از اروپايي‌ها ياد بگيريد، از غربيها ياد بگيريد، همديگر را تحمّل ميكنند، ما همديگر را تحمّل نميكنيم! واقع قضيّه اين است؟ در خيابانهاي كشورهاي اروپايي و پايتختهاي اروپايي ــ حالا، نه بيست سال قبل و پنجاه سال قبل ــ يك نفري كه اندكي حجابش را مراعات كرده، مورد تهاجم جوانها قرار ميگيرد، جلوي چشم مردم ميزنند زن محجّبه را مجروح ميكنند يا ميكشند، كسي جرئت نميكند بگويد چرا! كسي را به‌عنوان اينكه اين اهل آن كشور نيست، جلوي چشم مردم آتش ميزنند! اين تحمّل مخالف است؟ اين چيزي است كه همين تازه اتّفاق افتاد؛ چند ماه قبل از اين جوانهاي الواط يكي از شهرهاي يكي از كشورهاي اروپايي، يك ايراني را كتك ميزنند، بعد رويش بنزين ميريزند، آتشش ميزنند، همسايه‌ها هم وامي‌ايستند برّوبر نگاه ميكنند، عكس‌العملي نشان نميدهند! اين تحمّل مخالف است؟ آن ‌كساني ‌كه ملّت ايران را و ملّيّت ايراني را و خلقيّات ايراني را تحقير ميكنند؛ آ‌ن‌ كساني ‌كه مباني اسلامي را در ذهنها متزلزل ميكنند، آ‌ن ‌كساني ‌كه شعارهاي اصلي انقلاب را مورد تعرّض جدّي قرار ميدهند، آ‌ن ‌كساني ‌كه نهاد خانواده را بي‌ارزش جلوه ميدهند و ازدواج را بي‌معني وانمود ميكنند ـ اينها امروز در جامعه‌ي ما هست؛ كساني اين كارها را دارند ميكنند ـ آ‌ن ‌كساني ‌كه لذّت‌جويي را يك امر مطلوب و يك ارزش ميدانند ــ لذّت؛ «اصالة‌اللّذّه» همان سوغات فرهنگ غربي است؛ هرچه موجب لذّت بشود؛ خب، يكي با اعتياد لذّت ميبرد، يكي با شهوات جنسي لذّت ميبرد، يكي با كتك زدن اين ‌و آن لذّت ميبرد؛ هرچه مايه‌ي لذّت كسي باشد، اين را مباح ميدانند ـ كساني‌ كه اين حرفها را ترويج ميكنند، نميشود در مقابل اينها بي‌تفاوت ماند. كساني اباحه‌گري را ترويج ميكنند. دستگاهها بايد احساس وظيفه كنند. در تخريب فرهنگي، كاري كه تخريب‌كنند‌گان فرهنگ انجام ميدهند اين است كه به‌جاي عزم راسخ ملّي، ترديد را در مردم ترويج ميكنند. يك ملّت تا عزم راسخ نداشته‌ باشد، نميتواند به هيچ‌جا برسد؛ سعي ميكنند عزم راسخ ملّت را در مسائل مهمّ مربوط به سرنوشت كشور به هم بزنند، در آنها ترديد ايجاد كنند؛ جاي احساس عزّت و اعتمادبه‌نفس ملّي، احساس حقارت ملّي را به آنها تزريق ميكنند؛ جاي ايمان راسخ، شبهه‌افكني و بي‌اعتقادي؛ جاي كار و تلاش و همّت بلند، لذّت‌جويي و شهوت‌راني و از اين قبيل؛ اين كارها كارهايي است كه انجام ميگيرد. دستگاه‌هاي رسمي فرهنگي كشور بايستي وظايف خودشان را در مقابل اينها انجام بدهند. البتّه بعضي از وظايف، وظايف ايجابي است، بعضي از وظايف هم وظايف دفاعي است؛ هر دوي اينها بايد انجام بگيرد؛ هم وظايف ايجابي، هم وظايف دفاعي. دستگاههاي تبليغاتي كشور ما ــ چه آنهايي كه مستقيماً مربوط به دولتند، چه آنهايي كه مستقيم مربوط به دولت نيستند ــ از هوچي‌گري رسانه‌هاي بيگانه يا رسانه‌هايي كه زبان بيگانه را در كام خودشان دارند، نبايد بهراسند، رفتارشان را با آنها تنظيم نبايد بكنند؛ اين مربوط به دستگاه هاي رسمي فرهنگي.
امّا آنچه نقطه‌ي مهم‌تر عرض من است، خطاب به جوانهايي است كه در سرتاسر كشور فعّاليّتهاي فرهنگي را به صورت خودجوش شروع كردند كه بحمدالله خيلي هم وسيع شده است. من ميخواهم بگويم آن جوانهايي كه در تهران، در شهرهاي گوناگون، در استانهاي مختلف، در خود مشهد، در بسياري از شهرهاي ديگر كار فرهنگي ميكنند، با اراده‌ي خودشان، با انگيزه‌ي خودشان ـ كارهاي بسيار خوبي هم از آنها ناشي شده است كه از بعضي از آنها ما بحمدالله اطّلاع پيدا كرديم ـ كار را هرچه ميتوانند به‌طور جدّي دنبال كنند و ادامه بدهند. بدانند كه همين گسترش كار فرهنگي در بين جوانهاي مؤمن و انقلابي، نقش بسيار زيادي را در پيشرفت اين كشور و در ايستادگي ما در مقابل دشمنان اين ملّت، ايفا كرده است. علاوه‌ي بر اينها، مَراجع فرهنگي. مَراجع فرهنگي يعني چه كساني؟ يعني علما، اساتيد، روشنفكران انقلابي، هنرمندان متعهّد، اينها نگاه نقّادانه خودشان را نسبت به اوضاع فرهنگي كشور همچنان داشته باشند و تذكّر بدهند. البتّه من در مورد تذكّرات، معتقدم بايد با منطق محكم و با بيان روشن، نقطه نظرات صحيح را ارائه بدهند. با تهمت‌زني و جنجال‌آفريني، بنده موافق نيستم؛ با تكفير كردن و متهم كردن اين و آن، بنده موافق نيستم. اعتقاد من اين است كه مجموعه‌ي انقلابي كشور ـ كه بحمدالله تعداد بي‌شماري از آنها در بين جوانهاي ما، در بين صاحب‌نظران ما، اساتيد ما، بزرگان ما، تحصيل‌كرده‌هاي ما حضور دارند ـ ميتوانند با منطقِ محكم وارد ميدان بشوند، نقّادي كنند. نقاط ضعف را و نقاط منفي را به رخ ما مسئولين بكشانند. گاهي ميشود كه مسئول، متوجّه نيست چه دارد ميگذرد در متن جامعه، امّا آن جوان در متن جامعه است، او ميفهمد؛ آن عزم ملّي و مديريّت جهادي كه عرض كرديم در زمينه‌ي فرهنگ، اين است.
من در پايان عرايضم يك نكته را به شما ملّت ايران عرض بكنم: بدانيد كه واقعيّات جامعه‌ي جهاني بر طبق خواسته‌ها و نيّات آمريكا به پيش نميرود. آنچه استكبار جهاني و دشمنان عنود ملّت ايران خواسته‌اند تحقّق پيدا كند، در عرصه‌ي گسترده‌ي جهاني تحقّق پيدا نكرده و ان‌شاءالله تحقّق هم پيدا نخواهد كرد. آمريكا در فلسطين ناكام مانده است. نقشه‌اي كه براي فلسطين داشتند و خيلي هم تلاش كردند، پيش نرفته است و ان‌شاءالله پيش نخواهد رفت. اينها ميخواهند كشور فلسطين را تبديل كنند به يك كشور يهودي. يعني فلسطيني ـ چه مسلمان، چه مسيحي ـ در فلسطين امكان زندگي كردن نداشته باشد؛ يعني كار فلسطين را بكلّي تمام كنند. اين كار را دنبال كردند؛ خيلي هم تلاش كردند در اين چند سال، نتوانستند. آمريكا در فلسطين به نتيجه نرسيد، در سوريه به نتيجه نرسيد، در عراق به نتيجه نرسيد، در افغانستان و در پاكستان مقاصدي كه داشت تحقّق پيدا نكرد، اخيراً در اروپا هم ملاحظه ميكنيد و ميشنويد كه نقشه‌هاي آمريكا نقش بر آب شده است. بايد بدانيم در كشور عزيز ما هم، آنها بعد از سي سال تلاشي كه عليه اين انقلاب انجام دادند و عليه ملّت انقلابي ما انجام دادند، باز نتوانستند به نتايجي دست پيدا كنند؛ نشانه‌اش همين حضور مردم است. افراد مؤثّر در دولت آمريكا و نظام آمريكا اين را صريحاً گفتند، گفتند ما تحريمها را به‌وجود آورديم و تشديد كرديم كه مردم را ضدّ نظام، بكشانيم به خيابانها؛ اين را صريحاً گفتند كه تحريم براي اين است كه انقلاب را ريشه‌كن كنند و مردم را در مقابل نظام اسلامي قرار بدهند. نتيجه چه شد؟ نتيجه اين شد كه عرض كرديم، در سال ۱۳۹۲ انتخاباتي انجام گرفت با نصاب بالا از مشاركت مردم، و در بيست‌ودوّم بهمن سال ۹۲، راهپيمايي‌اي انجام گرفت پرشورتر و وسيع‌تر و بزرگ‌تر از راهپيمايي‌هاي هرسال ديگر؛ و اين همان مطلبي است كه من بارها تكرار ميكنم: جوانان عزيز ما بدانند، آينده مال شما است، دشمنان شما محكوم به شكستند به توفيق الهي، و اميدواريم خداوند متعال همه‌ي شما را با توفيقات خودش به راه‌هاي سعادت رهنمون بشود، و قلب مقدّس وليّ عصر را از ما راضي و خشنود كند.
والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
261 تعداد بازدید:
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الكترونيكي شما    
شماره تلفن
توضيحات  
تغییر کد امنیتی  
كد امنيت  
 
Powered by DorsaPortal